قیمت سکه و ارز
۱۳۹۴/۰۷/۲۶ - ۱۲:۵۷
وصیه‌های بی بی سی برای سینمای ایران:

عدم حضور در جشنواره‌های خارجی مرگ سینمای ایران است!/ از تاکسی پناهی الگو بگیرید!

هنر سینما به واسطه جذابیت و تأثیرگذاریش بر مخاطبان، به طور مستقیم بر سبک زندگی افراد جامعه اثرگذار است و این موضوع سبب شده که معارضین برای رسیدن به اهداف ضد فرهنگی خود و تخریب جامعه نسبت به تحریف این هنر، سرمایه‌گذاری کنند.

عدم حضور در جشنواره‌های خارجی مرگ سینمای ایران است!/ از تاکسی پناهی الگو بگیرید!

به گزارش سراج24، بی‌بی‌سی در گزارشی سینمای ایران را رو به زوال ارزیابی کرد و گفت: «حداقل پنج سال است که از گوشه و کنار زمزمه‌های شِکوِه‌آمیزِ پایانِ محبوبیت بین‌المللی سینمای ایران شنیده می‌شود و سینمای ایران از روزهای درخشان و موفقیت‌‌های پیاپی‌اش در فستیوال‌های جهانی در دهه ۱۹۹۰ دور افتاده است».

این رسانه معارض افزود: «اگر فیلم‌های ایرانی به جشنواره‌های جهانی نروند، عده‌ای آن را نشانه مرگ سینمای ایران می‌دانند و اگر بروند و جایزه بگیرند، عده دیگری آن را به عنوان نشان سقوط فرهنگی تفسیر می‌کنند».

فیلم تاکسی موفقیتی بعد از دو حضور در پیش از انقلاب در سینمای ایران است

رسانه دولتی انگلیس با اشاره به فیلم سیاه «تاکسی»، این فیلم را موفقیتی بعد از دو حضور در پیش از انقلاب در سینمای ایران دانست و گفت: از بعد انقلاب، سینمای ایران به استثناء چهار دوره حضوری ثابت داشته است. در سال ۱۹۹۸، هیچ فیلمی از ایران در برلیناله نیست، در حالی که طبیعی است فکر کنیم بعد از طعم گیلاس تمام فستیوال‌های ردۀ الف در به در به دنبال انتخاب فیلم‌های ایرانی بوده‌اند.

گزارشگر بی‌بی‌سی که رسانه متبوعش به دنبال هنجارشکنی در جامعه ایران است، سینمای ایران را فقط کارگردانان مقیم ایران نمی‌داند و با نام بردن از کارگردانان کم تجربه و غیرحرفه‌ای مورد علاقه معارضین همچون جعفر پناهی، سودابه مرتضایی، آنا لیلی امان پور می‌گوید: در برلیانه سال ۲۰۱۴ که فقط یک فیلم ایرانی حضور داشت، فیلم دیگری هم بود که توسط یک کارگردان ایرانی‌تبار کارگردانی شده بود و جشنواره‌ها روز به روز فیلم‌های بیشتری از کارگردانان ایرانی مقیم خارج از ایران، یا نسل دوم مهاجران ایرانی نمایش می‌دهند. سینمای موسوم به دیاسپورا که بسیاری از مسائل فرهنگی طرح شده در آن به طور مستقیم یا غیرمستقیم با ایران ارتباط دارد، در حال گسترش است.

 سودابه مرتضایی، کارگردان ایرانی ساکن اتریش است که با ساخت فیلم‌های غیراخلاقی همچون مستند ضد اسلامی «در بازار سکس» و فیلم‌های مشابه با بودجه‌های هنگفت دشمنان نسبت به سیاه نمایی جامعه ایران اقدام می‌کند، آنا لیلی امان‌پور هم که در آمریکا زندگی می‌کند، با فیلم هایی همچون «دختری تنها در شب به خانه می‌رود» که روایت یک زن خون آشام چادری است، با هزینه دولت‌های معارض، حجاب اسلامی را زیر سوال برده است.

فیلم‌های ایرانی با حضور در جشنواره‌های بین المللی دیده می‌شوند و تأثیر خودشان را می‌گذارند

این رسانه معارض که خواستار ساخت فیلم‌های هنجارشکن و مخرب فرهنگی در جامعه اسلامی است، تأکید می‌کند که سینما فقط کن و ونیز نیست و به جشنواره‌های متعدد سیاسی سینمایی اشاره می‌کند و می‌گوید که فیلم‌های ایرانی زیادی هستند که به جشنواره‌های کوچک‌تر می‌روند، دیده می‌شوند و تأثیر خودشان را می‌گذارند.

بی‌بی‌سی به اهمیت سینمای ایران برای فستیوال‌های سیاسی اشاره می‌کند و می‌گوید که حضور سینمای ایران فقط در گرو انتخاب تولیداتِ تازه این سینما نیست؛ کسانی که سینمای ایران را مرده می‌پندارند، بدون شک از اهمیت سازنده رتروسپکتیوهای سینمایی غافلند.

BBC در ادامه افزود: در سال‌های اخیر، سینمای ایران حضور مستمری در سینماتک‌ها، مراکز فرهنگی و بخش بزرگداشت و مرور فستیوال‌های معتبر در اروپا، آمریکا و اقیانوسیه و فستیوال فیلم‌های ایرانی که در شهرهای اروپایی و آمریکایی (لندن، سن فرانسیسکو و شهرهای دیگر) راه افتاده‌اند، دارد.

رسانه دولت روباه پیر درخشش سینمای ایران را حاصل عطش تماشاگران غربی و شرقی برای بیش‌تر دانستن دربارۀ کشورمان بعد از دفاع مقدس دانست و گفت: اگر مرزهای ایران بسته یا محدود بودند، سینمایشان بی‌مرز و نامحدود عمل کرد، اما مثل هر سینمای ملی دیگری هم فرازهایی وجود داشت و هم فرودهایی.

پرده از نگاه مدیر فستیوال فیلم ادینبورد یکی از بدترین فیلم‌های مهم سال‌های اخیر است

بی‌بی‌سی در قسمتی از مطلب خود می‌گوید که با توجه به رقابتی بودن جشنواره‌ها، فیلم‌های ایرانی بیش از هر زمانی نیاز دارند که تازه باشند و تماشاگر - یا داوران - را تکان بدهند و در ادامه در قسمتی دیگر برای دفاع از اعمال سلیقه و سیاسی بودن فستیوال‌ها از واژه سلیقه ملی نام می‌برد و می‌گوید فراموش نکنیم که جشنواره‌ها، بازتابی ناخودآگاه از سلایق ملی محل وقوع این رخداد و گردانندگانش هستند.

این رسانه معارض بدون توجه به این نکته که آثار هنری باید از دیدگاه حرفه‌ای و هنری مورد بررسی قرار گیرند، به دو فیلم «پرزیدنت» محسن مخملباف و «پرده» جعفر پناهی اشاره کرد و گفت: اولی برنده جایزه اصلی جشنواره شیکاگو شد و دومی در برلین جایزه‌‌ای برد. با این وجود هر دوی این فیلم‌ها یکی از منفی‌ترین نقدهای اخیر سینمای ایران را در ماهنامه انگلیسی «سایت اند ساوند» که اعتباری جهانی دارد دریافت کرده‌اند و مثلاً «پرده» توسط منتقد این مجله – هانا مک‌گیل که خودش قبلاً مدیر فستیوال فیلم ادینبورو بود - یکی از بدترین فیلم‌های مهم سال‌های اخیر خوانده شده است.

بی‌بی‌سی معتقد است که مرحله جذابیت اولیه سینمای ایران مدت‌هاست به سرآمده و در مرحلۀ تثبیت، این سینما باید از فیلترهای سخت‌گیرانه‌تری در جشنواره‌های جهانی بگذرد. باید تنوعی در فرم یا مضمون نشان بدهد، چنان‌که تاکسی پناهی، یک تغییر جهتِ آشکار، از نظر کاربرد زبان سینما در کارنامۀ پناهی بود.

این رسانه دولت انگلیس افزود: در سال‌های اخیر جشنواره‌ها فیلم‌های متنوع‌تری از ایران نشان داده‌اند به علاوه حالا صدای زنان بهتر شنیده می‌شود. اما به نظر می‌رسد حتی اگر تعداد شاهکارها کم شده باشد بر کمیت فیلم‌های خوب افزوده شده، اما سینمای ایران همچنان ادامه دارد.

فیلمفارسی، جریانی بود که تلاش می‌کرد با تقلید از فیلم‌های هندی، به نوعی بدنه مخاطب عام را جذب نماید. شاید از این وجه اشکال زیادی متوجه آن نباشد، اما اشکال اساسی آنجاست که این سبک به دست روشنفکران آن دوره، مقلدانه و بدون توجه به پایه‌ها و اساس شکل‌گیری چنین جریانی در نقاط دیگر دنیا، صرفا کپی شد.

فیلمفارسی هرگز ایران را رها نکرده است

بی بی سی در ادامه تحلیل خود از سینمای ایران، در گزارش «نگاهی دوباره به فیلمفارسی؛ از مهوش تا امین حیایی» به جایگاه فیلمفارسی در ایران پرداخت و گفت: «بیش از هشتاد سال از آغاز سینمای ایران و همزادش فیلمفارسی می‌گذرد. با گذشت سال‌ها و تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران می‌توان فقط با نگاهی گذرا به پوسترهای فیلم‌های اخیر سینمای تجاری ایران، خط داستانی آن‌ها، بازیگرانشان و تماشای یک سکانس از این فیلم‌ها کافی است که حضور بدترین شکل سینمای فارسی زبان را تأیید کند».

بی‌بی‌سی سینمای ایران را متهم به پوچی و غیرهنری بودن کرد و افزود: فیلمفارسی فقط تغییر چهره داده و در حال تطبیق با شرایط دوران سیاسی اجتماعی تازه – یعنی انقلاب و اسلامی شدن جامعه– بود. سکس، عرق‌خوری و رقص در کافه با دامن‌هایی با طول یک وجب رفت، اما فیلمفارسی هرگز ایران را رها نکرد و این شاه‌کلید درک دنیای مغشوش و عجیب سینمای تجاری ایران، هنوز ذره‌ای عینیت و اهمیت‌اش را از دست نداده است. خود این مسأله می‌تواند یک بار دیگر نبوغ فیلمفارسی در رنگ عوض کردن و دوام آوردن در شرایط متفاوت را ثابت کند.

فیلمفارسی مبتنی بر طنزی ساده‌لوحانه و در بدترین حالت سخیف و توهین‌آمیز است

این رسانه معارض، روایت‌ فیلم‌ها مبتنی بر تصادف‌های باورنکردنی، سوء‌تفاهم‌های اغراق‌آمیز که طنزی ساده‌لوحانه و در بدترین حالت سخیف و توهین‌آمیز دارند، شخصیت‌های دروغین که به عنوان یک صاحب هویت فردی جدی نیستند، موقعیت‌های تضاد طبقاتی که با نزاع بی‌پایان سنت و مدرنیزم که معمولاً به نفع سنت به سرانجام می‌رسد و شکل ساخت فیلم‌ها بر اساس کلیشه‌های موفق و ستاره‌های محبوب آخرین فیلم که معمولاً هیچ چیز در آن‌ها تازه نیست را بعضی از عناصر مشترک بین دو دوره قبل و بعد از انقلاب حیات فیلمفارسی می‌داند.

بی‌بی‌سی معتقد است که این‌ها جانمایه فیلمفارسی‌اند که چه بانو مهوش به آن‌ها جان ببخشد و چه امین حیایی، خوراک سینمایی طبقه‌های اجتماعی مختلف ایران بوده و هستند.

رسانه دولتی انگلیس، رسانه ملی را دارای برنامه سطحی می‌داند که باعث شده است که فیلمفارسی به مدد آن و رواج ویدئوی خانگی و با کمک سوپر سرکوچه محله ها، رشد و نمو داشته باشد و ستارگان آن مطرح شود.

بی‌بی‌سی افزود: در روزهای اوج شور انقلابی هم فیلمفارسی آزادانه به بقای خودش ادامه داده است. فیلمفارسی‌سازان لات محل را تبدیل کردند به ساواکی محل و به ستیز با او رفتند. رقص در کافه جایش را به کشف و شهود ناگهانی و انقلابی شدن داد. صدای عهدیه رفت تا آهنگ‌های انقلابی صحنه‌های باورنکردنی مسخ و استحاله را همراهی کند.

این رسانه از بازیگرانی مثل ناصر ملک‌مطیعی و فردین به عنوان آدم‌های اخلاقی و مثبت فیلمفارسی نام برد که از کار منع شدند تا بیشتر بدمن‌ها و متجاوزهای این سینما به کارشان ادامه بدهند و گفت: نزدیک به انقلاب، سکس در فیلم‌ها کاستی گرفت و مثلاً به جایش اعتیاد به مواد مخدر که بعدها به‌عنوان برنامه سازمان یافته حکومت پهلوی برای انحراف و نابودی جوانان تفسیر شد، از فیلمفارسی‌ها سر درآورد.

سینمای دفاع مقدس کمابیش در طی تاریخش با معیارهای فیلمفارسی عمل کرده است

بی‌بی‌سی افزود: «فقط تهیه‌کننده‌های بخش خصوص نیستند که ساخت فیلمفارسی را یک سرمایه‌گذاری مطمئن می‌دانند، فیلمفارسی در دنیای تولیدات رسمی و شبه رسمی و در آثار فیلمسازان مقبول حکومتی هم به همان اندازه حی و حاضر است».

این رسانه معارض که در ایام دفاع مقدس به تفصیل به سینمای دفاع مقدس پرداخته بود، در این مطلب تعریضی به سینمای دفاع مقدس زده و می‌گوید این سینما که تمام و کمال دست پروردۀ جمهوری اسلامی است، منهای چند کارگردان با استعداد و خلاق، کمابیش در طی تاریخش با معیارهای فیلمفارسی عمل کرده: اغراق، شلختگی در ساخت، سیاهی و سفیدی مطلق، قهرمان‌پروری‌های بی‌اساس و تقلید محض از اکشن‌های درجه سه آمریکایی که شاید تماشای این فیلم‌ها برای یک عده شکنجه باشد.

بی‌بی‌سی سینماهای ملیِ عامه‌پسند را بازتابی از ضمیرناخودآگاه ملت‌ می‌داند که اگر فیلمی کار نکند (یعنی نفروشد)، فیلمفارسی ساز ایراد کار را پیدا کرده و عنصر یا عناصر باعث شکست را در کار بعدی اش کنار می‌گذارد، به همین خاطر فیلمفارسی دنیایی به مراتب پویاتر از سینمای مستقل و یا هنری ایران دارد.

این رسانه معارض افزود: «فیلمفارسی برای خودش درجاتی دارد؛ بد و بدتری دارد، این سینما ناخواسته حاوی عناصر فرهنگی (یا در واقع ضدفرهنگی) اقلیت‌های و طبقه‌های اجتماعی سرکوب شده است. زنان با قدرتی نسبی ظاهر می‌شوند، گیرم که همچنین نقش‌هایشان در بند نگاه جنسیت زده و تحقیرآمیز کارگردانان مرد باشد».

بی‌بی‌سی فیلمفارسی را به یک سینمای هوشمند تعبیر کرد که مثل یک طوطی آن‌چه بشنود را بدون این که الزاماً معنای چیزی که شنیده را بداند تکرار می‌کند که نفس این تکرار یک سند تاریخی می‌سازد، ثبت یک دوران توسط سینما که امروز یا فردا به کار خواهد آمد.

باید شرایطی فراهم شود که آثار سینمای مستقل دیده شود

این رسانه معارض ضمن توهین به فیلم سازان و آثار هنرمندان ایرانی گفت: بزرگ‌ترین مبارزه با فیلمفارسی حضور فیلمسازان متفاوت سینمای ایران است که هر فیلم خوبشان می‌تواند نقشی موثر در تغییر ذائقه تماشاگر داشته باشد. باید فقط شرایطی فراهم آورد که آثار سینمای مستقل دیده شوند.

رسانه دولت پیر در ادامه گفت: دولت ترجیح می‌دهد به فیلم‌هایی که ساختار روایی‌شان به فیلم‌های کمدی سکسی ایتالیایی (گیرم بدون سکس) شباهت دارد اجازه اکران بدهد تا «قصه‌ها»ی رخشان بنی‌اعتماد، خودش قصه دیگری است.

بی‌بی‌سی در پایان افزود: اگر فیلمفارسی بین سال‌های ۱۳۳۰ تا اول دهه ۱۳۶۰ محصول مستقیم سیاست‌های فرهنگی اسف‌بار و غیرمنطقی و سانسور کورِ حکومت پهلوی بود، فیلمفارسی امروز هم فرزند خلف همه آن چیزهایی است که جمهوری اسلامی از لحظه تولد تا امروز ترویج کرده، به آن دامن زده و اجازه تصویر کردن داده است.

 

منبع:حلقه وصل

 

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••